انرژی
قطع گاز عراق نشانهٔ شکست جمهوری اسلامی در حوزهٔ انرژی و حاکمیت
اقدام رژیم جمهوری اسلامی در قطع ناگهانی صادرات گاز به عراق بیانگر سالها سوءمدیریت، اولویتدهی به گروههای نیابتی و فشار ناشی از تحریمهاست که اینک اعتبار تهران را در منطقه خدشهدار کرده است.
![روز ۲۵ آذرماه ۱۴۰۴ در اربیل واقع در اقلیم کردستان عراق، کارگران شهرداری خود را کنار آتش گرم میکنند. جمهوری اسلامی با قطع ناگهانی گاز، مردم عراق را در معرض سرما قرار داد. [صبور رشید/خبرگزاری فرانسه]](/gc3/images/2026/01/24/53530-afp__20251223-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
در اوایل دیماه، مقامهای عراق با اعلام قطع ناگهانی گاز ایران، دلیل آن را «شرایط پیشبینینشده» که در تلگرام دریافتی از مسئولان جمهوری اسلامی آمده بود ذکر کردند.
در اثر این قطعی، بین ۴٫۰۰۰ تا ۴٫۵۰۰ مگاوات برق شبکهٔ سراسری عراق از مدار خارج شد و موجب کسری برق سراسری در اوج تقاضای زمستان گردید.
عراق برای تولید ۳۰ تا ۴۰ درصد از برق خود به ایران متکی است و به همین دلیل، صادرات رژیم اسلامی تهران در تأمین انرژی بغداد نقشی اساسی دارد.
اقدام رژیم جمهوری اسلامی در قطع ناگهانی گاز بیانگر بحرانی گستردهتر در داخل کشور و افول توانایی این رژیم در عمل به تعهدات انرژی خود است.
با اینکه رژیم اسلامی تهران این قطعی را ناشی از عوامل فنی و پیشبینینشده اعلام کرده، افزایش فشارهای داخلی حاکی از ضعفهای ساختاری عمیقتر و دیرینهتر است.
این رژیم بهدلیل سرمایهگذاری ناکافی در زیرساختهای انرژی، فساد گسترده و اتخاذ سیاستهای تخصیص منابع با اولویتبخشی به اهداف سیاسی بهجای پایداری اقتصادی بلندمدت، مورد انتقاد قرار گرفته است.
اولویتهای نیابتی
جمهوری اسلامی سالها بخش چشمگیری از ظرفیت درآمدی و لجستیکی کشور را صرف حمایت از گروههای نیابتی و شبهنظامیان متحد خود در سراسر خاورمیانه کرده است.
این گروهها شامل حوثیهای یمن، حزبالله لبنان و گروههای شبهنظامی شیعه در داخل عراق هستند.
با این اولویتبندی راهبردی، منابع کمیاب از نیازهای انرژی داخلی گرفته شده و توانایی رژیم جمهوری اسلامی در عمل به تعهداتی که در حوزهٔ صادرات دارد تضعیف شده است.
در یمن، با تحریمهایی که آمریکا در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴ وضع کرد، کشتیها و شرکتهای حمل محصولات نفتی و گازی ایران به بنادر تحت کنترل حوثیها هدف قرار گرفتند.
این تدابیر نشاندهندهٔ عزم واشنگتن برای اخلال در آن دسته از بسترهای تأمین مالی است که شبکههای نیابتی همسو با جمهوری اسلامی را در سراسر منطقه سرپا نگه داشتهاند.
حمایتهای جمهوری اسلامی از حزبالله نیز به صورت مشابهی باعث پیچیدگی همکاریها در حوزهٔ انرژی و تأخیر در اجرای طرحهای مبتکرانهٔ گستردهتر در منطقهٔ شرق مدیترانه شده است.
طی مذاکرات طولانی بین لبنان و اسرائیل بر سر موضوع حق هر کشور نسبت به میادین گاز برونمرزی، حزبالله با شروطی که برایش نامطلوب بود مخالفت میورزید.
همین مخالفت باعث تأخیر در حصول توافق و محدود شدن توانایی لبنان در پیشبرد توسعهٔ انرژی در دورهٔ بحران اقتصادی شدید گردید.
از بین رفتن اعتبار
در اثر برهمکنش میان فشار اقتصادی از خارج و سوءمدیریت در داخل، بحران صادرات انرژی جمهوری اسلامی تشدید شده است.
از سال ۱۴۰۳، تحریمهای آمریکا علیه شبکههای صادرات نفت، گاز و پتروشیمی ایران پیوسته بیشتر شده است.
ادارهٔ کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا تعداد زیادی از شرکتهای صوری، شرکتهای کشتیرانی و کشتیهای درگیر در حملونقل محصولات انرژی ایران را تحریم کرده است.
ناتوانی رژیم در عمل به تعهدات انرژی خود در قبال کشورهای همسایه با ناآرامیهای روزافزون داخلی و استیصال فزایندهٔ مردم در داخل کشور مقارن شده است.
در اثر تخصیص نابجای منابع به جنگهای نیابتی و انزوای ناشی از تحریمها، ظرفیت رژیم اسلامی تهران برای تأمین نیاز مشتریان خارجی و مردم خودش کاهش یافته است.
جدا از اینکه عراق به دنبال منابع جایگزین انرژی است، اعتبار جمهوری اسلامی نیز در جایگاه یکی از تأمینکنندگان منطقه با موشکافی بیشتر زیر ذرهبین است.
قطعی گاز اخیر نشاندهندهٔ اتخاذ سیاستهایی است که نفوذ ژئوپلیتیکی را بر ثبات اقتصادی در درازمدت و همکاریهای مطمئن منطقهای مقدم میدانند.