آموزش
تناقض در رفتار طبقهٔ ممتاز در ایران، شعارهای ضدآمریکایی حکومت را زیر سوال می برد
شعار «مرگ بر آمریکا» مدتهاست که به گفتمان سیاسی رسمی در جمهوری اسلامی تبدیل شده و در مراسمهای دولتی به عنوان نمادی از ایستادگی در برابر نفوذ غرب تکرار میشود.
![محمد الرطیان، روزنامهنگار و رماننویس عربستانی، با انتشار مطلبی در حساب ایکس خود از ریاکاری طبقهٔ ممتاز در ایران انتقاد کرد و تصویری با زیرنویس عربی با این مضمون به اشتراک گذاشت: «در ایران، پدر و مادرها شعار "مرگ بر آمریکا" سر میدهند [اما] فرزندان شعار "زندگی در آمریکا" را عملی میکنند.»](/gc3/images/2026/05/05/55890-education_in_west-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
شعار «مرگ بر آمریکا» از دیرباز تعیینکنندهٔ گفتمان سیاسی رسمی در رژیم جمهوری اسلامی بوده است و در مراسم دولتی به نشانهٔ مقاومت در برابر نفوذ غرب تکرار میشود.
این لفاظیهای عمومی، تضاد شدیدی با رفتار خصوصیِ بخشهایی از مهرههای حکومتی نظام در ساختارهای مختلف قدرت دارد.
گزارش ها نشان می دهد که بسیاری از خواص، فرزندانشان را برای تحصیل، اقامت و برخورداری از امنیتِ بلند مدت به آمریکا و کشورهای اروپایی می فرستند.
این دوگانگی مشهود، به این انتقاد دامن میزند که شعارهای ایدئولوژیک فقط در داخل کشور و بهصورت گزینشی تحمیل میشوند، در حالی که در زندگی خصوصیِ طبقهٔ ممتاز ، بیسروصدا نادیده گرفته میشوند.
گزارشهای سالیان اخیر نشان میدهند که مقامات نظام و طبقهٔ ممتاز، در چندین کشور مختلف دارایی، حساب بانکی و سکونتگاههای خانوادگی دارند.
این انتقادات تنها به ناظران فرهنگی محدود نمیشود، بلکه مواضع رسمیِ منطقهای را نیز در بر میگیرد که از سوی دولتهای همسایه و نهادهای دیپلماتیک در سراسر خاورمیانه ابراز شده است.
وزارت امور خارجه عربستان سعودی اعلام کرد که اقدامات منطقهای جمهوری اسلامی با ارزشهای «اخوت اسلامی» در تضاد است و ادعاهای این نظام درباره مشروعیت دینی فراگیرش را تضعیف میکند.
وزارت خارجه عربستان این ادعاها را «صرفاً حرف» دانست و خاطرنشان کرد که بین لفاظیها و رفتار واقعی نظام، تضاد عمیقی وجود دارد.
در مجموع، این مشاهدات نشاندهنده شکافی رو به گسترش میان شعارهای ایدئولوژیک و واقعیتهای موجود در ساختار سیاسی ایران است.
شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» به عنوان ابزاری برای بسیج سیاسی و کسب مشروعیت داخلی در چارچوب حکمرانی کشور عمل میکنند.
با این حال، رفتار طبقهٔ ممتاز بهطور گسترده به عنوان سندی بر این مدعا تعبیر میشود که مدیریت و حکمرانی آنها بیش از آنکه بر پایه اعتقاد یکپارچه یا ثبات ایدئولوژیک باشد، بر مبنای عمل گرایی (پراگماتیسم) پیش میرود.