امنیت

ارتش بدون رقیب اصلی‌ خود وضعیت بهتری خواهد داشت

مطالعات نشان می‌دهد که حذف سپاه پاسداران می‌تواند به نیروهای نظامی جمهوری اسلامی اجازه دهد به یک نیروی یکپارچه‌تر و حرفه‌ای‌تر، که تمرکز اصلی آن بر دفاع ملی باشد، تبدیل شوند.

دانشجویان دانشکدهٔ افسری نیروی زمینی ارتش ایران روز ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ در مراسمی در جنوب تهران، ایران، شرکت کرده‌اند. [مرتضی نیکوبذل/نورفتو از طریق خبرگزاری فرانسه]
دانشجویان دانشکدهٔ افسری نیروی زمینی ارتش ایران روز ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ در مراسمی در جنوب تهران، ایران، شرکت کرده‌اند. [مرتضی نیکوبذل/نورفتو از طریق خبرگزاری فرانسه]

نوشتهٔ پیشتاز |

مدت‌ هاست که ساختار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی موضوع بحث تحلیلگران و ناظرانی که نهادهای امنیتی کشور را مطالعه می کنند، بوده است.

در صورت نبود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، امکان انتقال مستقیم منابع به قوای نظامی متعارف کشور، یعنی «ارتش»، فراهم می‌آید و نوسازی واقعی میسر می‌شود.

با این حال، همزیستی این نهادهای موازی، در سراسر سامانهٔ گسترده‌تر نظامی جمهوری اسلامی همواره به تنش‌های مستمر مالی، عملیاتی، و ساختاری انجامیده است.

نابرابری‌ها در تخصیص منابع مالی از جمله بارزترین تفاوت‌ها میان این دو نیرو است و بر عدم توازن‌های پایدار در اولویت‌های دفاعی ایران تأکید دارد.

به رغم آن که ارتش به‌ عنوان نیروی متعارف بزرگ‌تر مسئولیت دفاع از مرزهای ایران را بر عهده دارد، سپاه پاسداران به‌طور مستمر سهم بسیار بیشتری از بودجهٔ دفاعی کشور را دریافت می‌کند.

بنا بر گزارش‌ها در بودجهٔ دفاعی سال ۲۰۲۰ ایران در حالی که بودجهٔ اختصاص یافته به ارتش تقریباً ۲ میلیارد و ۷۳۰ میلیون دلار بوده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حدود ۶ میلیارد و ۹۶۰ میلیون دلار بودجه دریافت کرده است.

رقابت و کشمکش

در صورت عدم فعالیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان یک نهاد موازی، به لحاظ نظری، امکان هدایت منابع مالی به‌سمت تقویت و نوسازی ارتش متعارف وجود خواهد داشت.

بخش زیادی از تجهیزات موجود ارتش هنوز از سامانه‌های قدیمی غربی و شوروی تشکیل یافته است؛ سامانه‌هایی که در طول دهه‌ها تنها به‌طور محدودی نوسازی شده‌اند.

همچنین، این ساختار دوگانه موجب ایجاد مسئولیت‌های هم‌پوشان می‌شود که گاه به رقابت و تنش میان این دو نهاد می‌انجامد.

حذف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان یک نیروی نظامی مستقل می‌تواند به ایجاد یک ساختار فرماندهی یکپارچه تحت یک زنجیرهٔ عملیاتی واحد منجر شود.

چنین ساختاری امکان جریان مؤثرتر منابع، اطلاعات، و برنامه‌ریزی را در سراسر مجموعهٔ دفاعی کشور فراهم می‌کند.

همچنین،‌ یکپارچگی نهادی بیشتر می‌تواند موجب کاهش رقابتی بشود که گاهی هماهنگی میان این دو نیرو را پیچیده می‌کند.

افکار عمومی

سپاه پاسداران تمرکز زیادی بر جنگ نامتقارن، برنامه‌های موشکی، شبکه‌های نیابتی منطقه‌ای، و اقدامات نامتعارف در خارج از کشور دارد.

چنانچه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وجود نداشته باشد، نیروهای مسلح ایران می‌توانند به‌طور روشن‌تری به‌سوی یک دکترین دفاع متعارف، مشابه آن چه در اکثر ارتش‌های ملی رایج است، حرکت کنند.

ارتش متعارف می‌تواند بازدارندگی، امنیت مرزها، و حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی در سراسر قلمرو ایران را هم در اولویت قرار دهد.

تفاوت مهم دیگر میان این دو نهاد به شیوهٔ ارتباط آنها با جامعهٔ غیرنظامی ایران و نظام سیاسی داخلی کشور مربوط می‌شود.

سپاه پاسداران و واحدهای شبه‌نظامی وابسته به آن نقشی محوری در سرکوب اعتراضات و اعمال کنترل سیاسی در داخل ایران ایفا کرده‌اند.

در مقابل، ارتش معمولاً از مداخله در سرکوب داخلی پرهیز می‌کند و تمرکز اصلی خود را بر مسئولیت‌های دفاع خارجی قرار می‌دهد.

از آنجا که ارتش منظم نقشی در «اجرای احکام اخلاقی» ندارد، از نظر تاریخی تا حدی تصویر عمومی بی‌طرف‌تری را حفظ کرده است.

این دیدگاه باعث شده است که سطح اعتماد عمومی به ارتش نسبت به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بالاتر باشد.

آیا این مقاله را می پسندید؟


سیاست نظرات