امنیت
اگر برخی نهادها نباشند، ارتش ایران ممکن است بودجهٔ بیشتر و نیروهای بهتری بگیرد
اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نباشد، به طور بالقوه، امکان تغییر محسوس ساختار نظامی جمهوری اسلامی و تغییر جهت منابع، استعدادها و نفوذ به سمت ارتش فراهم میشود.
![روز ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، دانشجویان دانشگاه افسری نیروی زمینی ارتش ایران در مراسمی در جنوب تهران شرکت کردند. [مرتضی نیکوبذل/خبرگزاری فرانسه]](/gc3/images/2026/03/20/55168-afp__20260107-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
در دنیایی فرضی بدون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی احتمالاً توازن قدرت در درون دستگاه نظامی جمهوری اسلامی شکل دیگری خواهد داشت.
از زمان انقلاب ۱۳۵۷، رژیم تهران دو نیروی مسلح موازی داشته است: نیروی نظامی متداول موسوم به ارتش و نیروی دیگر که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
سپاه پاسداران به عنوان نیرویی وفادار به ساختار سیاسی با وظیفهٔ محافظت از رژیم و پیشبرد مأموریت ایدئولوژیک آن در داخل و خارج تشکیل شد.
بهمرور زمان، سپاه پاسداران به منابع و نفوذ بیشتری دست یافت و اغلب اختیارات گستردهتری به قیمت تضعیف ارتش کسب کرد.
با حذف این ساختار موازی، امکان تغییر چشمگیر اولویتهای بودجهای، خودمختاری نهادی، الگوهای جذب نیرو و دکترین کلی نظامی در درون نیروهای مسلح جمهوری اسلامی فراهم میشود.
افزایش بودجه و نوینسازی
یکی از پیامدهای فوری دنیای بدون سپاه شاید توزیع مجدد منابع مالی در درون دستگاه دفاعی ایران باشد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حال حاضر سهم بزرگ و نامتناسبی از بودجهٔ نظامی ایران را دریافت میکند و دسترسی گستردهتری به منابع دولتی دارد.
سپاه پاسداران پا را از بودجههای دفاعی رسمی نیز فراتر گذاشته و امپراطوری اقتصادی عظیمی را در بخشهای ساختوساز، انرژی، مخابرات و حملونقل تحت کنترل خود دارد.
سپاه با انجام این فعالیتها و از طریق قراردادهای دولتی و شرکتهای وابسته خود، میلیاردها دلار درآمد دارد.
اگر سپاه پاسداران این منابع را در انحصار خود نداشته باشد، سهم بیشتری از بودجه را میتوان بهطور بالقوه به تقویت ارتش اختصاص داد.
با این دگرسویی، میتوان برنامههای نوینسازی را که مدتهاست به تعویق افتاده دوباره به راه انداخت، به ویژه در نیروی هوایی که هنوز به هواپیماهای فرسودهای اتکا دارد که قبل از سال ۱۳۵۷ خریداری شده است.
در چنین شرایطی ممکن است الگوهای جذب نیرو در ساختار نظامی جمهوری اسلامی نیز متحول شود.
سپاه پاسداران غالباً نیروهای جاهطلب را با پیشنهاد چشمانداز شغلی بهتر، حقوق بالاتر و نفوذ سیاسی گستردهتر جذب میکند.
اگر سپاه نباشد، ارتش میتواند به مقصد اصلی نیروهای نخبه تبدیل شود و توانمندیهای فنی و استانداردهای حرفهای خود را ارتقا دهد.
خودمختاری نهادی
تحلیلگران همواره سپاه پاسداران را هم سازمانی نظامی و هم مرکز قدرت سیاسی و اقتصادی میخوانند که به عمق نظام حاکمیتی جمهوری اسلامی نفوذ کرده است.
اگر سپاه نباشد که نقش نیروی نظارتی را ایفا کند، ارتش احتمالاً میتواند دوباره به آن خودمختاری نهادی که ارتشهای ملی متداول دارند دست یابد.
در این صورت، ممکن است با رهایی از نظارت سیاسی مداوم بتواند بیشتر مانند نیروهای مسلح متداول عمل کند و توجه اصلی خود را بر صلاحیت حرفهای و مسئولیتهای دفاع ملی متمرکز کند.
با این دگرسویی، میتوان بهبود روحیهٔ داخلی ارتش را نیز متصور شد، که همواره در مقایسه با سپاه کمتر به رسمیت شناخته شده است.
با تبدیل ارتش به تنها نهاد ملی دفاع نظامی از کشور، غرور سازمانی و همبستگی نیروهای آن تقویت خواهد شد.