امنیت
کمبودها، عدم رسیدگی و افزایش اختلافات در ارتش جمهوری اسلامی
افزایش کمبودها، دسترسی پزشکی محدود و عدم توازن نهادی از عوامل تضعیف ارتش جمهوری اسلامی به شمار میرود که موجبات نگرانی را در زمینهٔ آمادگی و نقش درازمدت آن فراهم آورده است.
![روز ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، دانشجویان دانشگاه افسری نیروی زمینی ارتش ایران در مراسمی در تهران شرکت کردند. [مرتضی نیکوبذل/خبرگزاری فرانسه]](/gc3/images/2026/03/22/55135-afp__20260201-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
ناظران آگاه روزبهروز بیشتر سخن از فشارهای شدید و بیتوجهی نهادی نسبت به ارتش جمهوری اسلامی میگویند.
طبق گزارشها، چالشهای سازوکاری آمیخته با رقابتهای درونی باعث تضعیف ارتش شده است، آن هم در دورانی که آمادگی عملیاتی پایدار لازم است.
از عاجلترین دغدغهها میتوان به کمبودهای تدارکاتی اشاره کرد که به طرز نامتناسبی یگانهای ارتش را تحت تأثیر قرار داده و توانایی آنها را برای عملکرد مؤثر در شرایط دشوار محدود کرده است.
گرچه راستیآزمایی مستقل ارقام دقیق همچنان کار دشواری است، روایتهای متعدد گویای سهمیهبندی شدید مهمات و منابع ضروری میدان جنگ است.
ادعاهایی مطرح شده است مبنی بر اینکه یگانها کمترین مهمات ممکن را دریافت میکنند، که گاهی حتی برای عملیاتهای دفاعی ساده هم کافی نیست و بیانگر الگوی بیتوجهی گسترده و مستمر است.
دسترسی به مواد غذایی و آب آشامیدنی تمیز نیز در برخی واحدها فاقد پیوستگی بوده، که باعث تضعیف هرچه بیشتر روحیه و کارآیی رزمی عمومی شده است.
بیتوجهی پزشکی و دسترسی نابرابر
مراقبتهای پزشکی یکی دیگر از نقایص حیاتی به شمار میرود، آنچنانکه گزارشها حاکی از تأخیر یا عدم درمان نیروهای مجروح ارتش در مراکز کلیدی است.
منابع میگویند مراکز تحت نظارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیروهای خود را در اولویت میگذارند که باعث میشود دسترسی سربازان ارتش به مراقبتها یا محدود شود یا به تعویق بیفتد.
طبق گزارشها، سپاه پاسداران این محدودیتها را با اشاره به کمبود آمبولانس و ذخایر خونی در مواقع افزایش تقاضای عملیاتی توجیه کرده است.
منتقدان در پاسخ میگویند با این توضیحات، الگوی عمیقتری از اولویتبندی در پرده ابهام میافتد و آن اینکه منابع سپاه در هر حال حفظ میشود اما نیازهای ارتش بیپاسخ میماند.
ادعاهای مربوط به دسترسی گزینشی به مراقبتهای پزشکی گویای این نکته است که اختلافات نهادی تعیینکنندهٔ عاقبت نیروهای مجروح است نه محدودیتهای صرفاً آمادی.
افزایش تنشها و پیامدهای راهبردی
تنشهای موجود بین ارتش و سپاه بیانگر ناهمترازی در بودجه، اختیارات و نفوذ سیاسی در درون دستگاه نظامی رژیم جمهوری اسلامی است.
روابط نزدیک سپاه پاسداران با ساختار رهبری و نقش رو به گسترش آن در منطقه همواره مسئولیتهای دفاعی متداولتر ارتش را تحتالشعاع قرار داده است.
این ناهمترازی ظاهراً موجب تضعیف روحیه و، طبق برخی روایتها، افزایش کنارهگیریها در ارتش شده است.
گرچه دادههای جامع همچنان محدود است، دشواریهای اقتصادی و نابرابری نهادی زمینهٔ مناسبی برای افزایش نارضایتی نیروها فراهم آورده است.
اگر ارتش ضعیف شود و تدارکات و پشتیبانی کافی در اختیار نداشته باشد، ممکن است کارآیی خود را در جایگاه نیروی جنگندهٔ متداول در نقشهای دفاعی و راهبردی از دست بدهد.
همین موضوع موجب تقویت وابستگی به سپاه پاسداران و شبکههای نیابتی آن در منطقه میشود و موضع گستردهتر رژیم را در زمینهٔ نظامی و سیاست خارجی شکل میدهد.
استدلال برخی تحلیلگران این است که با کاهش وابستگی به این شبکهها، میتوان به سیاست خارجی قابل پیشبینی و متمرکز بر حاکمیت ملی مستقل امیدوار بود.
در نهایت، استمرار کمبودها، نابرابریهای پزشکی و اختلافات نهادی به ساختاری نظامی اشاره دارد که زیر فشارهای فزاینده و شاید بیثباتکنندهای قرار گرفته است.