جنایت و عدالت

پشت پردهٔ سرکوب: ترومای روانی شدید نیروهای امنیتی ایران

در پس پردهٔ سرکوب حکومتی، روایتی نهفته از آسیب اخلاقی، اجبار و فرسایش روانی در میان مجریان گوش به فرمان سرکوب خفته است.

روز ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴، در یک راهپیمایی در مرکز شهر تهران، یکی از اعضای مسلح یگان ویژهٔ نیروی انتظامی جمهوری اسلامی روی یک خودروی نظامی زرهی ایستاده است و منطقه‌ای را پایش می‌کند. [مرتضی نیکوبذل/خبرگزاری فرانسه]
روز ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴، در یک راهپیمایی در مرکز شهر تهران، یکی از اعضای مسلح یگان ویژهٔ نیروی انتظامی جمهوری اسلامی روی یک خودروی نظامی زرهی ایستاده است و منطقه‌ای را پایش می‌کند. [مرتضی نیکوبذل/خبرگزاری فرانسه]

نوشتهٔ پیشتاز |

پشت هر نظام سرکوبگر افرادی هستند که زیر فشار بسیار زیاد و نظارت دائمی اطاعت امر می‌کنند.

در ایران، شواهد به دست آمده از اعتراضات و سرکوب‌های اخیر حاکی از برخورد بی‌رحمانه با شهروندان و آسیب روانی شدید در میان مجریان خشونت حکومتی است.

با درک این آسیب نهفته، آنچه غالباً «ماشین سرکوب» غیرانسانی خوانده می‌شود جنبهٔ انسانی پیدا می‌کند.

در بطن این موضوع مفهومی نهفته است که روانشناسان «آسیب اخلاقی» می‌نامند، آسیب عمیق عاطفی و روحی که وقتی افراد باورهای اخلاقی خود را نقض می‌کنند پدید می‌آید.

سربازان و نیروهای امنیتی وقتی دستور دارند که با مردم خود مانند «اغتشاشگر» برخورد کنند با ترومایی بسیار حاد و ماندگار روبه‌رو می‌شوند.

آنها به جای مقابله با دشمنان خارجی، دست به سرکوب همسایگان، همکلاسی‌ها و حتی گاهی اعضای خانوادهٔ خودشان می‌زنند.

اقدام به شکنجه، اعتراف‌گیری اجباری یا محاکمه‌های نمایشی باعث می‌شود هویت فردی، یکپارچگی اخلاقی و ظرفیت همدلی به تدریج از بین برود.

مطالعات انجام‌شده در زمینهٔ آسیب اخلاقی نشان می‌دهند که این گونه تجارب، اغلب منجر به افسردگی، سوءمصرف مواد و پریشانی روانی ماندگار می‌شود.

فرسایش روانی

گزارش‌های اخیر نشان داده‌اند که این دستورات چگونه به اجرای خشونت افراطی در اماکن عمومی و تحت شرایط آشفته ختم شده‌اند.

در یک ویدیو دیده می‌شود که در ابتدای اعتراضات سراسری، نیروهای امنیتی موتورسوار کنار پیاده‌رویی در تهران می‌ایستند و از فاصلهٔ نزدیک به عابران پیاده شلیک می‌کنند.

حوادثی از این دست، که در فضای مجازی به وفور دیده می‌شود، بینندگان را به وحشت می‌اندازد و شاید حتی به خود مرتکبان هم که باید همدلی و تردید اخلاقی خود را سرکوب کنند تروما وارد می‌کند.

انجام چنین کارهایی نیازمند سرکوب هیجانی مکرر است که می‌تواند هویت فرد را خرد کند و بی‌عاطفگی، جبرگرایی یا کناره‌گیری روانی طولانی‌مدت پدید آورد.

به مرور زمان، این سازوکارها با اینکه موجبات تداوم دست داشتن در خشونت حکومتی علیه هموطنان را فراهم می‌آورند، موجب تشدید تناقض‌های درونی نیز می‌شوند.

ترک برداشتن حس وفاداری

شواهد اختلافات داخلی حاکی از آن است که همهٔ اعضای دستگاه امنیتی این فرامین را بی‌چون‌وچرا یا بدون تعارض درونی عمیق نمی‌پذیرند.

اسناد و اظهارات فردی لورفته حاکی از افزایش نارضایتی در میان صفوف مختلف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای وابسته است.

پس از خیزش ۱۸ دی‌ماه، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران با صدور هشدار همگانی نسبت به «سرپیچی، ترک پست یا نافرمانی»، افراد را به پیگرد و «اقدام قاطعانه» تهدید کرد.

این گونه هشدارها غالباً بیشتر از اینکه نشانهٔ قدرت باشد حاکی از تنش داخلی است، چرا که رژیم‌ها به ندرت نسبت به نافرمانی هشدار می‌دهند مگر اینکه بیم وقوع آن را داشته باشند.

با پدید آمدن این شکاف‌ها، روایت جمهوری اسلامی از وفاداری مطلق و وحدت عقیدتی نیروهای امنیتی‌اش زیر سؤال می‌رود.

پیام‌های علنی همبستگی را به تصویر می‌کشند، اما سکوت اجباری در میان افرادی که دستور کشتن هموطنان خود را دارند باعث فرو خوردن اضطراب، تسلیم و ترس می‌شود.

بسیاری از نیروها می‌دانند که سرپیچی از دستور معادل زندان، از دست دادن وسیلهٔ امرار معاش یا صدمه دیدن خانواده و عزیزانشان است.

نتیجهٔ این وضع، اطاعت اجباری است که در آن فرمانبرداری ظاهری روی تعارض درونی و حس روزافزون آسیب اخلاقی سرپوش می‌گذارد.

با وجود این، تشخیص این وضعیت بغرنج به معنای توجیه خشونت نیست، بلکه توضیحی در باب چگونگی تداوم سرکوب از طریق ترس، اجبار و سازش روانی است.

آیا این مقاله را می پسندید؟


سیاست نظرات