امنیت
سرکوب وحشیانه اعتراض کنندگان ایرانی باعث ایجاد اختلاف در نیروهای امنیتی شده است
با تشدید سرکوب خونین اعتراضات از سوی جمهوری اسلامی، افزایش نارضایتیها در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حکایت از فشار روانی عمیق و گسترش شکافها در درون نیروهای امنیتی رژیم دارد.
![تعدادی پرچم ایران کنار یک موتورسیکلت سوخته در محل مسجد شهید بهشتی گذاشتهاند؛ این مسجد روز دوم اسفندماه ۱۴۰۴ در شرق تهران در جریان اعتراضات ضدحکومتی به آتش کشیده شد. [مرتضی نیکوبذل/خبرگزاری فرانسه]](/gc3/images/2026/02/15/54545-afp__20260121__-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
پاسخ خشونتبار جمهوری اسلامی به اعتراضات سراسری اخیر موجی از اختلافات عقیدتی در میان نهادهای امنیتی آن به وجود آورده است.
با اینکه مقامها انتظار وفاداری مطلق دارند، صدور فرمانهای بیرحمانه برای سرکوب معترضان غیرنظامی باعث شده است تا انسجام داخلی نیروهای امنیتی بیش از پیش ترک بخورد.
گزارشها حاکی از آن است که میزان نارضایتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به ویژه سپاه پاسداران، نسبت به نقشی که در این سرکوب بیرحمانه دارند روزبهروز بیشتر میشود.
طبق گزارشها، بعضی از پرسنل نظامی ایران آشکارا نسبت به دستور قتل غیرنظامیان ابراز نارضایتی کردهاند، که خود به شکلی نادر اما قابل توجه نشاندهندهٔ فروپاشی انسجام داخلی آنهاست.
گفته میشود یکی از اعضای سپاه در تهران به نشانهٔ اعتراض از سمتش استعفا داده، که نشانهٔ فشار روحی ناشی از این سرکوب است.
این روایتها نشان میدهد که خشونت بیسابقه تأثیر روانی عمیقی در نیروهای ردهپایین گذاشته است، از جمله کسانی که اعضای خانوادهشان نیز در اعتراضات حضور داشتهاند.
فروپاشی روانی
علاوه بر استعفاهای پراکنده، شماری از مأموران پلیس و نیروهای سپاه تحت فشار خشونت مداوم به مرز فروپاشی روانی نزدیک شدهاند.
برخی نیروهای امنیتی از افسردگی شدید و شوک عاطفی حرف زدهاند و گفتهاند که دیگر نمیتوانند کارشان را نزد خانوادهها و کسانی که از سرکوب آسیب دیدهاند توجیه کنند.
یک مأمور پلیس که تحت محدودیتهای شدید صحبت کرده، از همکارانی گفته است که بین اجرای دستور قتل غیرنظامیان و وجدان شخصی و واقعیتهای خانوادگی خود ماندهاند.
برای بسیاری از مأموران، این آگاهی که قربانیان ممکن است از همسایهها یا حتی خویشاوندان خودشان باشند تعارض درونی و پریشانی عاطفی را تشدید کرده است.
این تضاد اخلاقی به نارضایتی و تنش داخلی دامن زده و اعتماد میان فرماندهان و نیروهای عادی مأمور اجرای دستورات خشونتآمیز را تضعیف کرده است.
عملیات سرکوب جمهوری اسلامی با مهمات جنگی، گاز اشکآور و بازداشتهای گسترده در شهرهای سراسر کشور انجام شده و زخمهای روانی ماندگاری بر جای گذاشته است.
سازمانهای حقوق بشری کشتار گستردهای را به ثبت رساندهاند و برآوردها از دهها هزار تا بیش از ۳۰٫۰۰۰ کشته متغیر است.
قطع اینترنت و راههای ارتباطی نیز هم غیرنظامیان و هم نیروهای امنیتی را منزویتر کرده و بر سردرگمی و فشار عاطفی یگانهای اجرایی افزوده است.
ترس و ارعاب
رژیم در مواجهه با نشانههای آشکار فرسایش در درون دستگاه امنیتی، برای مهار نافرمانی بیشتر به ارعاب و فشار عقیدتی متوسل شده است.
روحانیون و نیروهای وفادار به حکومت، با برگزاری جلسات عقیدتی بیشتر برای افسران میانردهٔ سپاه پاسداران، سعی دارند خشونت را توجیه و وفاداری به نظام را تقویت کنند.
در این جلسات، معترضان «دشمن خدا» معرفی میشوند، برچسبی که برای مشروعیتبخشی به استفاده از نیروی مرگبار به کار میرود.
این تعریف مذهبی از یک سو خشونت را توجیه میکند و از سوی دیگر با معرفی مخالفت به عنوان جرمی معنوی، مانع از ریزش نیروها میشود.
جمهوری اسلامی به هشدار و تهدید نیز متوسل شده و برای سرپیچی یا امتناع از اجرای دستور، مجازات سنگینی در نظر گرفته است.
مقامهای جمهوری اسلامی هشدار دادهاند هر کس در اعتراضات شرکت کند یا به معترضان کمک برساند ممکن است با اتهامات سنگینی روبهرو شود که مجازات آن اعدام است.
مقامهای ارشد قضایی تأکید کردهاند برای افرادی که مشخص شود به «دشمنان» نظام کمک کردهاند هیچ گونه اغماضی در کار نیست.
این تهدیدها بیانگر ترس رژیم از نافرمانی نیروها و اتکا به ارعاب برای حفظ کنترل است.