اقتصاد
رژیم جمهوری اسلامی در اوج مشکلات و اعتراضات مردم ایران نیز به فکر بلندپروازیهای نیابتی است
اعتراضات سراسری در ایران گویای این نکته است که صبر مردم از دیدن ولخرجیهای میلیارد دلاری حکومت در آن سوی مرزها در اوج درگیری خودشان با تورم و بیکاری و رفع نیازهای اولیه سر آمده است.
![روز چهارم دیماه ۱۴۰۴، معترضان روی پلی در تهران راهپیمایی میکنند. [خبرگزاری فارس]](/gc3/images/2026/01/07/53360-iran_protests-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
طی هفتههای گذشته، ایران یکی از بزرگترین موجهای اعتراضات چند سال اخیر را پشت سر گذارده که بیانگر استیصال دوبارهٔ مردم نسبت به سیاستهای رژیم است.
این ناآرامیها نهتنها ریشه در دلسردی اقتصادی دارد بلکه گویای عصبانیت مردم نسبت به رژیمی است که بلندپروازیهای هستهای، موشکی و نیابتی را نسبت به رفاه مردم عادی ایران در اولویت قرار میدهد.
این اعتراضات نشاندهندهٔ تضادی آشکار بین اولویتهای خارجی حکومت جمهوری اسلامی و واقعیت اقتصادی ناامیدانه در داخل است.
ناآرامیهای فعلی از روز هفتم دیماه که مغازهداران و فروشندگان بازارهای تاریخی تهران فروشگاههایشان را بستند و به خیابانها ریختند، آغاز شد.
آنها اعتراض خود را نسبت به وضعیت وخیم اقتصادی، از جمله تورم افسارگسیخته و سقوط بیسابقهٔ ارزش ریال در برابر دلار آمریکا اعلام کردند.
این تظاهرات اولیه، که ابتدا بر معیشت و سوءمدیریت اقتصادی متمرکز بود، خیلی زود به شهرهای دیگر و بخشهای گستردهٔ جامعه از جمله دانشجویان و کارگران و فعالان سرایت کرد.
با افزایش تحرکات، شعارها از خواستههای اقتصادی به شعارهای کاملاً ضد رژیم و ضد رهبری تبدیل شد.
شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» انعکاس عصبانیت مردم نسبت به تخصیص منابع به درگیریهای خارجی است، آن هم در شرایطی که خود مردم ایران در رفع نیازهای اولیهشان ماندهاند.
ارسال میلیاردها دلار پول به خارج از کشور
این اعتراضات نشاندهندهٔ کلافگی گستردهتر مردم ایران نسبت به سیاستهای خارجی تهران و اولویتبخشی حکومت به بلندپروازیهای خارجی بهجای نیازهای داخلی است.
تهران دهها سال بودجهٔ گروههای شبهنظامی متحدش را تأمین کرده است، گروههایی موسوم به «محور مقاومت» که شامل حزبالله، حماس و حوثیهای یمن میشود.
طبق برآوردها، میلیاردها دلار خرج سرپا نگه داشتن این متحدان و حمایت از جنگهای نیابتی شده است، هزینههایی که از نظر منتقدان بهای گزافی در داخل داشته است.
از سوی دیگر، تلاش جمهوری اسلامی برای دستیابی به توانمندیهای هستهای و سامانههای موشکی پیشرفته نیز فشار سنگینی بر اقتصاد کشور وارد کرده است.
طبق برخی تحلیلها، هزینهٔ کلی برنامه هستهای جمهوری اسلامی تا پایان سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلار بوده و با حمایت مستمر از گروههای نیابتی نیز بودجهٔ عمومی بیش از پیش ته کشیده است.
تورم سر به فلک کشیده
تبعات اقتصادی سیاستهای حکومت بهشکل جانکاهی در خیابانهای ایران دیده میشود، آنچنانکه زندگی روزمرهٔ مردم تحت تأثیر قیمتهای افسارگسیخته و کمبود اجناس قرار گرفته است.
تورم به اوج رسیده، مایحتاج ضروری پرهزینه شده و بسیاری از جوانان ایرانی تحصیلکرده نمیتوانند کار ثابتی پیدا کنند یا از پس هزینههای اولیه زندگی بر آیند و از همهٔ اینها زمزمه «انقلاب گرسنگان» به گوش میرسد.
مسئولان تلاش کردهاند با دادن امتیازهای اقتصادی محدود -- نظیر انتصاب رئیس جدید برای بانک مرکزی -- و هشدار اقدام قاطع علیه ناآرامیها، این اعتراضات را سرکوب کنند.
نیروهای امنیتی برای کنترل اعتراضات مستقر شدهاند و رژیم با اعمال محدودیتهای رسانهای و اینترنتی، نشان داده است که تهدید مخالفت عمومی برایش اهمیت زیادی دارد.
با این حال، بیاعتمادی بین سران قدرت و شهروندان عمیقتر شده و گویای استیصال و دلسردی مردم نسبت به اولویتهای کنونی آنهاست.