اقتصاد

خانواده‌ های ایرانی در کشمکش با سقوط دستمزدها و اوج‌ گیری قیمت‌ها هستند

خانواده‌ های ایرانی با تورم افسارگسیخته، ریزش حقوق‌ها و سوءمدیریت فراگیر در بحران شدید هزینهٔ زندگی گرفتار شده‌اند و آسایشی هم در چشم‌انداز نیست.

روز هشتم بهمن‌ماه ۱۴۰۴، زنی در یکی از فروشگاه‌های بازار تجریش تهران مشغول خرید میوه‌های خشک است. [عطا کناره/خبرگزاری فرانسه]
روز هشتم بهمن‌ماه ۱۴۰۴، زنی در یکی از فروشگاه‌های بازار تجریش تهران مشغول خرید میوه‌های خشک است. [عطا کناره/خبرگزاری فرانسه]

نوشتهٔ پیشتاز |

بحران اقتصادی ایران مرتب وخیم‌تر می‌شود و میلیون‌ها شهروند را به درماندگی مالی کشانده است چرا که مواد غذایی و دارویی به شکل روزافزونی از دسترس خارج می‌شوند.

تورم، سقوط ارزش پول ملی و شکست سیاست‌گذاری‌ها، همچنان در حال نابود کردن قدرت خرید مردم در تمام سطوح درآمدی است.

افت شدید ارزش ریال ایران موجب افزایش هزینهٔ واردات کالاهایی چون داروهای ضروری و ملزومات پزشکی حیاتی شده است.

با افزایش بی‌سابقهٔ بهای مواد غذایی، بودجهٔ خانوارهای سراسر کشور که از پیش آسیب‌پذیر بوده بی‌ارزش شده است.

تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که رشد قیمت کالاهای اساسی بسیار سریع‌تر از افزایش دستمزدهاست؛ امری که عملاً باعث تزریق تورم به ابتدایی‌ترین شرایط بقای روزمره شده است.

شکاف دستمزد بین سطوح درآمدی و هزینه‌های زندگی برای خانواده‌های عادی ایرانی در سراسر کشور به شکلی بی‌رحمانه غیر قابل تحمل شده است.

در سال ۱۴۰۵، حداقل حقوق ماهانه حدود ۱۰۰ دلار آمریکاست، در حالی که درآمد متوسط افراد تنها به حدود ۲۰۰ دلار در ماه می‌رسد.

طبق برآوردهای قبلی، برای ثبات حداقلی و تأمین نیازهای اولیه و بقای یک خانوار، دست‌کم ۴۰۰ دلار در ماه نیاز است.

این واقعیت پرده از ساختاری برمی‌دارد که در آن حقوق ماهانه دیگر برای اکثر شهروندان جوابگوی هزینه‌های ضروری زندگی نیست.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که شمار چشمگیری از شهروندان سراسر کشور در حال حاضر زیر خط فقر به سر می‌برند.

استیصال عمومی تشدید شده و به نارضایتی گسترده و ناآرامی روزافزون در شهرهای مختلف ایران تبدیل شده است.

شهروندان بیش از پیش توانایی حکومت را در مدیریت فروپاشی روزافزون اقتصادی با کمترین اثربخشی زیر سؤال می‌برند.

اعتراضات بیانگر خشم مردم نسبت به رکود دستمزدها و افزایش بی‌امان قیمت‌هاست که همهٔ طبقات اجتماعی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

اعتراضات نشان‌ دهنده‌ خشم عمومی از دستمزدهای ثابت و افزایش بی‌رویه‌ قیمت‌هاست که اکنون تمامی طبقات اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است.

منتقدان بر این باورند که سوءمدیریت فراگیر با جابه‌جایی اولویت‌های تخصیص منابع، باعث وخامت این بحران شده است.

با سرازیر شدن منابع به سمت فعالیت گروه‌های نیابتی منطقه، تاب‌آوری اقتصاد داخلی از بین رفته و ظرفیت رفاه همگانی تضعیف شده است.

آیا این مقاله را می پسندید؟


سیاست نظرات