اقتصاد
تابستان های بی برق: وخامت بحران ایران
ایران نهتنها در گرمای تابستان میسوزد، بلکه میلیونها شهروند آن در اثر دههها بیتوجهی و وعدههای توخالی، به طرق مختلف با قطعیهای مکرر برق روبهرو هستند.
![موتورسوار ایرانی در خیابانی در مرکز شهر تهران در یکی از شبهایی که جمهوری اسلامی برق را به دلیل سهمیهبندی انرژی قطع کرده است. [مرتضی نیکوبذل/نورفتو از طریق خبرگزاری فرانسه]](/gc3/images/2026/07/16/57025-_185__iran_blackout-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
حالا که آفتاب سوزان تابستان همهٔ ایران را درمینوردد، شهرها نیز برای خاموشیها آماده میشوند، که نشانهٔ بحران شدید زیرساختهاست.
تأمین آب و برق با قطعیهای مکرر صورت میگیرد که نشاندهندهٔ ناتوانی جمهوری اسلامی در فراهم کردن نیازهای اولیه است.
این مشکل تازگی ندارد و در واقع ریشهٔ آن به مدتها پیش از آغاز جنگهای اخیر برمیگردد.
در اثر دههها بیتوجهی جمهوری اسلامی به زیرساختهای ضروری، زمینه برای قطعیهای امروز ایجاد شده است.
از سالها پیش از وخامت اوضاع در اثر جنگ، نگهداری نامناسب و کمبود سرمایهگذاری وجود داشته است.
جنگ تنها باعث تسریع تباهی شد، اما عدم تمایل رژیم برای نوینسازی یا ترمیم شبکههای شهری مدتها پیش از آغاز جنگ هویدا بود.
سالها پشت هم گذشت و رهبری جمهوری اسلامی نتوانست به این کاستیهای بنیادین رسیدگی کند.
وعدهها برای تعمیر شبکهٔ برق و سامانههای آبرسانی منطقه یکی پس از دیگری به فراموشی سپرده شده است.
نمیشود به همان رهبرانی که مسئول بیتوجهی بودهاند اعتماد کرد که بتوانند راهکارهای مطمئنی برای شهروندان گرفتار طرحریزی کنند.
اگر جمهوری اسلامی به تفاهمنامهای که ماه گذشته با آمریکا امضا کرد پایبند مانده بود، ممکن بود فشار اقتصادی از دوش مردم عادی ایران کاسته شود.
در این توافق، راهی برای آزادسازی وجوه حیاتی پیشنهاد شده بود که با آن میشد امکان سرمایهگذاری ضروری در زیرساختهای برق و آب را فراهم کرد.
اما برای رژیم، همچنان اهداف و جاهطلبیهای نظامی نسبت به مردم در اولویت است.
این فوریت در هیچ شهری بیشتر از بندر عباس به چشم نمیآید، چرا که خاموشیهای برق و کمبود آب به مراتب شدیدتر است.
ساکنان شهر با گرمای سوزان و خدمات ناپایدار دست و پنجه نرم میکنند، در حالی که مقامهای دولتی چیزی بیش از وعدههای توخالی نمیدهند.
با وخامت بحران، جوامع محلی به حال خود رها شدهاند که مبین ناتوانی جمهوری اسلامی در رسیدگی به مردم است.
اینکه رژیم نمیخواهد رفاه را نسبت به جنگ در اولویت بگذارد پیام واضحی دارد: تا زمانی که رهبران جدیدی سر کار نیایند چرخهٔ بیتوجهی ادامه خواهد داشت.
خاموشیهای تابستانی ایران فقط کاستی فنی نیست، بلکه از یک نظام حاکمیتی نشأت میگیرد که درگیری را نسبت به رفاه شهروندانش در اولویت میبیند.
با توجه به گرفتاریهای جاری و شکستهای مداوم، اکنون بیش از هر زمان دیگری برای رسیدگی به نیازهای فوری شهروندان ایران به اصلاحات معنادار نیاز است.