اقتصاد
تندروها در ایران فروپاشی اقتصادی را پشت نظریه های توطئه پنهان می کنند
در اوج تورم خانمانبرانداز در ایران، تندروهای رژیم بیش از پیش به جای مبارزه با فساد، سیاستهای شکستخورده و ریزش استانداردهای زندگی، دشمنان خارجی را مقصر جلوه میدهند.
![روز ۴ فروردین ۱۴۰۵، ایرانیان در بازار تجریش تهران خرید میکنند. [استیآر/خبرگزاری فرانسه]](/gc3/images/2026/05/30/56290-afp__20260324__a4gx9xw-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
با عمیقتر شدن بحران اقتصادی در ایران، مقامات تندرو برای منحرف کردن خشم و اعتراضات مردم از دههها فساد و مدیریت فاجعهبار خود، بیش از پیش به تئوریهای توطئه متوسل میشوند و از آنها به عنوان سلاح استفاده میکنند.
مقامها به جای مقابله با تورم، سقوط توان خرید و کمبود شدید کالاهای اساسی، مشکلات اقتصادی را ناشی از جنگ خارجی جلوه میدهند.
نمونهٔ بارز آن احمد علمالهدی، امام جمعهٔ تندروی مشهد، است که مدعی شده عامل سودجویی و گرانی سرسامآور قیمتها «پیادهنظام ارتش آمریکا» در داخل کشور است.
اظهارات او بازتاب راهبرد گستردهتر رژیم است که در آن با جلوه دادن مشکلات داخلی در قالب شواهد نفوذ و کارشکنی بیگانه، تقصیرها موجودیت خارجی پیدا میکنند.
این تبلیغات و شعارها، تفاوت فاحشی با واقعیت تلخ و بیرحمی دارد که میلیونها خانواده عادی ایرانی با آن دستوپنجه نرم میکنند؛ مردمی که برای زنده ماندن در میان تورم بیامان و بدتر شدن روزبهروز اوضاع اقتصادی، سخت در تلاشند.
اگرچه مسئولان گفتگوهای آنلاین نمادینی دربارهٔ افزایش قیمت مواد غذایی برگزار میکنند و شعارهایی در ستایش «اقتصاد جهادی» ترویج میدهند، تأمین هزینهٔ گوشت و دارو و مسکن روزبهروز برای شهروندان دشوارتر میشود.
طبق گزارشهای دریافتی از داروخانههای سراسر ایران، قیمت دارو حدود ۴۰۰ درصد افزایش یافته و بیماران درمانده را به جیرهبندی درمان یا قطع یکبارهٔ مصرف داروها واداشته است.
آسوشیتد پرس به موارد مستندی از کوچکتر شدن سبد خرید، سقوط توان خرید و اضطراب گسترده در میان کارگران، بازنشستگان، فروشندگان و حتی حامیان حکومت که بیش از پیش خسته شدهاند اشاره کرد.
حتی شهروندانی که قبلاً به نظام وفادار بودند اکنون علناً در اقشار مختلف جامعهٔ ایرانی از تورم، رکود حقوق و دستمزد، حذف امنیت شغلی و وخامت روزافزون شرایط اقتصادی انتقاد میکنند.
این بحران به مراتب از آمار محض فراتر رفته، شکل فرسایش ویرانگر ساختاری و روانی به خود گرفته و طبقهٔ متوسط و جمعیت کارگران ایران را که از پیش هم ضعیف شده بود از پا درآورده است.
قراردادهای کاری موقت، سقوط نرخ ارز و هزینههای سرسامآور مسکن همچنان خانوادههای گرفتار را از شهرهای بزرگ به بخشهای پرازدحام و حاشیههایی که روزبهروز فقیرتر میشوند میکشاند.
در همین اثنی، مقامهای رژیم از یک سو تحریمها و توطئههای خارجی را مقصر میدانند و از سوی دیگر از پاسخگویی در قبال فساد ساختاری، عدم برنامهریزی و سالها سیاستگذاری اقتصادی مخرب سر باز میزنند.