سیاست
دستگاه رسانهای تندروی ایران شکافهای داخلی را عمیقتر میکند
در شرایطی که همبستگی داخلی و اعتبار دیپلماتیک در سایهٔ مشکلات اقتصادی، کشمکش سیاسی درونی و درماندگی عمومی تضعیف میشود، صداوسیمای دولتی ایران روزبهروز ادبیات افراطی بیشتری ترویج میکند.
![میکروفن خبرگزاریهای دولتی و محلی در یک کنفرانس مطبوعاتی در تهران، ۱۰ خرداد ۱۴۰۳. [خبرگزاری فرانسه]](/gc3/images/2026/05/29/56240-afp__20240530-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
دستگاه رسانهای تحت کنترل حکومت ایران، به ویژه صدا وسیمای جمهوری اسلامی، به دلیل تشدید قطبیسازی و تضعیف همبستگی ملی با ترویج ادبیات افراطی، با انتقاد روزافزون مواجه است.
صداوسیما گرچه در قالب رسانهٔ ملی بودجه میگیرد، بهجای اینکه نمایندهٔ تنوع گستردهٔ اجتماعی و سیاسی در ایران باشد، روزبهروز بیشتر در جایگاه بستر خدمت به جناحهای اصولگرای دوآتشه قرار گرفته است.
پس از آنکه بعضی از مفسران طبق گزارشها در برنامههای وابسته به حکومت خواستار مجازات شدید مقامهای پیشین شدند و به ترویج ادبیات تحریکآمیز علیه کشورهای همسایه پرداختند، این واکنشها شدیدتر شد.
استدلال منتقدان این است که با این برنامهها، میلیونها ایرانی که هماکنون با فشار اقتصادی روزافزون، محدودیتهای سیاسی و افزایش بیاعتمای نسبت به نهادهای دولتی سراسر کشور دست و پنجه نرم میکنند بیش از پیش بیزار خواهند شد.
ناظران هشدار میدهند که افزایش استفاده از ادبیات افراطی ضمن محدود کردن انعطاف دیپلماتیک جمهوری اسلامی در مذاکرات بسیار حساس منطقهای و هستهای، باعث تضعیف ثبات داخلی نیز میشود.
شکافهای سیاسی موجود در تشکیلات اصولگرای ایران نیز روزبهروز بیشتر هویدا شده و پنهان کردن آن از دید موشکافانهٔ مردم برای رسانههای دولتی دشوارتر شده است.
این شکاف دیگر صرفاً متمرکز بر اصلاحطلبان و اصولگرایان نیست، بلکه روزبهروز بیشتر نمایانگر رقابت سخت جناحهای اصولگرا بر سر رسیدن به سلطهٔ سیاسی است.
با اختلافات موجود بر سر مذاکرات هستهای و روابط با غرب، کشمکش درونی روزافزون در میان سیاستمداران پرنفوذ اصولگرا، چهرههای رسانهای و شبکههای ایدئولوژیکی آشکار شده است.
بنا بر گزارشها، مفسران اصولگرای تندرو و رسانههای همسو علناً به مقامهای ارشد، از جمله محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و مذاکرهکنندگان هستهای حملهور شدهاند.
این تاختوتازها نشاندهندهٔ تنازع درونی گستردهتر بر سر سمتوسوی آیندهٔ ایران، اولویتهای راهبردی و ادبیات سیاسی حاکم بر رسانههای دولتی در کشور است.
منتقدان همچنین به گسستگی روزافزون بین روایتهای تبلیغاتی رسمی و واقعیتهای اقتصادی روزانه که مردم عادی ایران در سراسر کشور پیش روی خود دارند اشاره میکنند.
گرچه تلویزیون دولتی مدام روایتهایی در تمجید مقاومت و پیروزیهای راهبردی ترویج میکند، میلیونها نفر همچنان با تورم، بیکاری، سقوط قدرت خرید و بلاتکلیفی اقتصادی مواجهند.