امنیت
سرکوب مخالفان در ایران با اعدام و ارعاب
تناقض و تزویر از خصیصههای راهبردی جمهوری اسلامی است، چرا که از یک سو به دنبال دیپلماسی خارجی است و از سوی دیگر بیامان روند سرکوب و اعدام را تشدید میکند.
![روز دهم دیماه ۱۴۰۴، در پی اعتراض نسبت به مشکلات اقتصادی، شماری از ایرانیان بیرون زیارتگاهی در شمال تهران جمع شدهاند. [مرتضی نیکوبذل/نورفتو از طریق خبرگزاری فرانسه]](/gc3/images/2026/05/29/56293-iranian_people-_tehran-370_237.webp)
نوشتهٔ نورالدین عمر |
رژیم جمهوری اسلامی همچنان تمام شیوههای سرکوب داخلی، از رفتار بیرحمانه تا بازداشت و اعدام خودسرانه، را برای خاموش کردن صدای مخالفان به کار میگیرد.
نه تنها هیچ نشانهای از کند شدن روند سریع اعدامهایی که به بهانههای مختلف صورت میگیرد دیده نمیشود، بلکه این موضوع با فقدان واکنش داخلی در اثر شرایط اسفناک شهروندان نیز مقارن شده است.
عبدالنبی بکار، تحلیلگر مسائل سیاسی، گفت رژیم مدتی کنترل اوضاع داخلی را از دست داد، اما اخیراً با تکیه بر قوهٔ قهریه و اعدامهای سریع دوباره قدرت گرفت.
با وجود تلاشهای عمدی برای سانسور و نشان دادن تصویر شرایط عادی، بالاخره خبرها رو میشود و پرده از روی حقیقت دردناک کنار میرود.
یک نمونه از این موارد ساسان آزادوار، قهرمان ۲۱ سالهٔ هنرهای رزمی، است که در اردیبهشتماه به دلیل شرکت در اعتراضات سراسری سال گذشته اعدام شد.
شهروندان گرفتار در «درماندگی اجتماعی و عاطفی» ناشی از مشکلات، صرفاً بر تأمین مایحتاج اولیه و حفظ شغلی برای دوام آوردن تمرکز دارند.
قطع اینترنت در بیشتر نقاط کشور مانع گسترش اخبار میشود و انتشار گزارش اعدامها تا روزها یا حتی هفتهها پس از وقوع به تعویق میافتد.
بکار گفت: «با توجه به اینکه هزاران تن از بازداشتشدگان هنوز در زندان منتظر دادگاههای صوری هستند، شمار مخالفان اعدامی ممکن است واقعاً تکاندهنده باشد.»
رژیم کانالهای دیپلماسی خارجی را باز میگذارد، اما از گفتگوی داخلی سر باز میزند و از نیروی بازدارندهٔ اعدام برای تثبیت بیرحمانهٔ سلطهٔ خود بهره میگیرد.
مخالفان داخلی به عنوان یک تهدید حیاتی دیده میشوند که باید سرکوب شوند؛ چرا که حکومت میترسد شرایط وخیم اقتصادی که خود نتیجه سیاستهای خارجی است جرقه یک انفجار درونی را در کشور بزند.
در نتیجهٔ این سیاستها، شرایط هولناکی پدید آمده است که نیازمند دهها سال اصلاحات است تا بالاخره شهروندان بتوانند طعم برخورداری از حقوق اولیهٔ انسانی و ضروریات زندگی را بچشند.