امنیت
تنشهای تنگهٔ هرمز، تهدیدی برای ثبات منطقه و امنیت انرژی جهانی
اقدامات رژیم اسلامی در بستن این گلوگاه دریایی حیاتی و تهدیدها و رزمایشهای نظامی آن موجب تشدید ریسکهای اقتصادی میشود و بیم درگیری بزرگتر را افزایش میدهد.
![قایق کوچک باری در آبهای تنگهٔ هرمز از کنار کشتی کانتینری مارسا ویکتوری رد میشود. [جوزپه کاکاسه/خبرگزاری فرانسه]](/gc3/images/2026/02/27/54797-1-370_237.webp)
نوشتهٔ پیشتاز |
اقدامات اخیر جمهوری اسلامی در تنگهٔ هرمز نشانهٔ تنش خطرناکی است که تهدیدی برای ثبات منطقه و امنیت اقتصاد جهانی به شمار میرود.
این آبراه باریک محل عبور حدود ۲۰ درصد از حجم تجارت نفت جهان است و یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان محسوب میشود.
برای اولین بار از دههٔ ۶۰، تنگهٔ هرمز روز ۲۸ بهمن موقتاً بسته شد.
این بسته شدن در کنار رزمایشهای نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشانهای از خواست رژیم برای استفاده سلاحگونه از مسیرهای تجارت جهانی به شمار میرود.
به گفتهٔ ادارهٔ اطلاعات انرژی ایالات متحده، اختلال در این گذرگاه میتواند موجب نوسان فوری قیمت نفت شود و بازارها را بسیار فراتر از خاورمیانه تحت تأثیر قرار دهد.
لفاظی تحریککننده
رفتار رژیم اسلامی از مانعتراشی فیزیکی هم فراتر رفته و شامل لفاظیهای پرخاشگرانهای است که خطر رویارویی نظامی مستقیم را افزایش میدهد.
آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، علناً آمریکا را به غرق کردن ناوهای هواپیمابر آن تهدید کرده، که خود مهر تأییدی بر موضع جنگطلبانهٔ رژیم است.
این تهدیدها را اگر در کنار آزمایشهای موشکی بالستیک و مانورهای دریایی هماهنگشده بگذاریم الگویی از رفتارهای تحریکآمیز و عمدی در نقاط دریایی مورد مناقشه به دست میدهد.
رفتار رژیم در تنگهٔ هرمز گویای موضوعی فراتر از اختلاف منطقهای است و هنجارهای بینالمللی حافظ دریانوردی آزاد و تجارت جهانی را زیر سؤال میبرد.
با این اقدامات تحریکآمیز، منطقه به سمت بیثباتی بیشتر سوق داده میشود که پیامدهای آن گریبانگر همهٔ جهان خواهد شد.
تأثیر در تجارت بینالمللی
پیامدهای این اقدامات بسیار فراتر از خط و نشان کشیدنهای سیاسی است و در مسیرهای حیاتی کشتیرانی تجاری تأثیر میگذارد.
جمهوری اسلامی با اخلال در تردد تنگهٔ هرمز، فشار بسیار زیادی به فرآیند صادرات نفت و محمولههای گاز طبیعی مایع برای مصرفکنندگان جهانی وارد میآورد.
نفتکشها با افزایش هزینهٔ بیمه، افزایش زمان تردد و تداوم خطر درگیری مواجهند و این مسائل باعث افزایش بلاتکلیفی برای صنایعی میشود که پشتشان به زنجیرههای تأمین مطمئن گرم است.
کشورهای آسیا، اروپا و خاورمیانه تا حد زیادی به این محمولهها متکی هستند و بنابراین، آثار اختلال مداوم به بخشهای تولید و حملونقل و بازارهای مصرفکننده نیز سرایت میکند.
برای کشورهای همسایه در خلیج فارس که اقتصادشان به صادرات پایدار وابسته است، حتی چند اختلال کوتاه نیز منجر به کاهش درآمد و بیثباتی اقتصادی گستردهتر میشود.
موضوع دیگری که درجهٔ اهمیت یکسانی دارد احتمال اشتباه محاسباتی است، چرا که رزمایشهای دریایی جمهوری اسلامی در نزدیکی خطوط تجاری با افزایش خطر درگیری ناخواسته با نیروهای امنیتی بینالمللی همراه است.
هر گونه درگیری، خواسته یا ناخواسته، ممکن است منجر به اقدامات تلافیجویانه از سوی قدرتهای منطقهای یا جهانی گردد و سریعاً به درگیری بزرگتر تبدیل شود.
کارشناسان هشدار میدهند که با شروع چنین چرخهای، مهار آن در منطقهای که خود درگیر رقابتهای سیاسی و تنشهای نیابتی است روزبهروز دشوارتر خواهد شد.